ابراهيم عاملي ( موثق )

310

تفسير عاملي ( فارسي )

آئينه ى دل شخص و تيرگيهاى اوصاف او . تأويلات كاشانى : يعنى خداوند جدا مىكند ميان آدمى و دل او به وسيله ى نابودى استعداد و آمادگى آن براى كسب معارف و انداختن پرده ى شكّ به واسطه ى ارتكاب اين و پليديهاى اخلاقى . آلوسى در روح المعانى : اين جمله كنايه است از كمال قرب ، چون آنچه حد فاصل ميان دو چيز است به هر دوى آنها نزديكتر است از خودشان به يكديگر چون از دو طرف به آنها چسبيده است و آنها از يكديگر جدا هستند ، پس اشاره است به - اينكه خداوند بر مكنونات ضمير مردم به طورى خبردار است كه ممكن است خودشان از چيزى غافل باشند ولى حق به آن مسلَّط است . و از امّ سلمه روايت شده است كه پيغمبر بسيار ميفرمود « يا مقلَّب القلوب ثبّت قلبي على دينك » من سبب آن را پرسيدم فرمود هر كسى دلش در قدرت خداوند است كه آن را مستقيم بدارد يا منحرفش كند . « وَاتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً » 25 مجمع : ابن عبّاس گفته است : يعنى عمل منكر را رواج مداريد كه اگر گرفتارى پيش آمد گناهكار و بيگناه گرفتار خواهد شد . حسن بصرى گفته است : يعنى آن بلا و گرفتارى كه نهان انسان و آنچه را در دل دارد آشكارا مىكند و اين آيه براى على و عمّار و طلحه و زبير نازل شده است ، و زبير خود مىگفت ما سالها اين آيه را مىخوانديم و گمان نمىبرديم كه مقصود ما باشيم و اكنون معلوم است كه ما منظور از اين جمله هستيم كه گوش نكرديم و مخالفت نموديم و همگى گرفتار شديم . سدّى گفته است : اين آيه روى سخن با آنها دارد كه در جنگ بدر با پيغمبر بودند و به اصحاب بدر مشهور شدند ، و در جنگ جمل به آن فتنه گرفتار شدند كه يكدگر را كشتند . ابن زيد گفته است : يعنى گمراهى و دو هوائى كه هر دسته اى عقيده اى و خواسته اى دارند و با يكديگر ناسازگار مىشوند . و بعضى گفته‌اند : مقصود از اين جمله آن آشوب و بىنظمى است كه راه ستمگرى براى مردم باز مىشود و زيانش به همه كس مىرسد . و حضرت علىّ و امام باقر عليهما السلام